حدود اوایل شهریور سال 1381بود. به تدریج عناوین دروس و تعداد ساعاتی که باید تدریس می کردیم از طرف مدیران گروه اعلام می شد. مدیر مر کز تربیت معلم  پسران چند ماهی بود که تعویض شده بود. نمی دانم چرا چندان روی خوشی به او نداشتم. انسانی وارسته و جبهه دیده بود. اندیشه های روشنفکری داشت. بسیار خوش برخورد و دوست داشتنی بود . اما به دل من راه نداشت.

     روزی هنگام بیرون رفتن از مرکز مرا دید .ماشین نداشتم و می خواستم با تاکسی به منزل بروم. او نیز می خواست جایی برود . بادیدنم تعارفی کرد و مرا تا خیابان منتهی به منزل رساند. در راه از سوابق ،اهلیت و رشته ام جویا شد. گفتگویی صمیمانه بین ما رد و بدل شد. اما هنوز گرمی دوستانه ای بین من و او حاکم نشده بود.

منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فیدخوان بلاگ پوستر بهترین سایت دوربین مداربسته ، خرید دوربین مداربسته سایت عاشقانه رویای تلخ تجهیز آنلاین